تبلیغات
بزرگ ترین وبلاگ علمی و فرهنگی - مطالب دین و اندیشه
بزرگ ترین وبلاگ علمی و فرهنگی
با ما به اوج خواهید رسید

ریشه عاشورا در سقیفه

یکشنبه 15 دی 1387

نویسنده: سجاد فرج الهی | طبقه بندی:اهل بیت، دین و اندیشه، 

ریشه عاشورا در سقیفه

عاشورا

بـسـیـارى از حـوادث، در ارزیـابـى بـنیادین به ریشه‌هاى كهن‌ترى منتهى مى‌شود كه گاهى فـاصـله زمـانـى بـسـیـارى مـیـان آن دو وجـود دارد، گـاهـى عـلل و اسـبـاب واسـطـه‌اى و مـیـانـى مـتـعـدّدى آن دو را بـه هـم مـتـصـّل مـى‌سازد. اگر شناخت عمیق و جریان شناسانه از حوادث باشد، هم بصیرت انسان را در تـحـلیـل وقـایـع مى‌افزاید، هم از تكرار برخى وقایع تلخ در دوران‌هاى بعدى جلوگیرى مى‌كند.

حـادثـه عـاشـورا یـكـى از ایـنگـونـه جـریـانـات اسـت كـه ریـشـه آن بـه پـنـجـاه سـال قـبـل و بـه مـاجـراى غـصـب خـلافـت از خـانـدان پیامبر و بازیگرى با حاكمیّت دینى و خلافت اسلامى باز مى‌گردد. آن جریان انحرافى كه در مساله رهبرى و خلافت پیش آمد، به تدریج جامعه را از سـرچـشـمـه زلال مـكـتب دور ساخت، دشمنان دیرین اسلام و پیامبر، كم كم قدرت یافتند و با اسـتـیـلا بـر سـرنـوشـت مـسلمین و حكومت، اهداف و نیّات شوم خود را تحقّق بخشیدند. اگر آن ستم نـخـسـتـین نبود و گستاخى فاحش نسبت به پیامبر و خاندان گرامى او انجام نمى‌گرفت، كار امّت پـیـامـبـر بـه آنـجـا نـمـى‌رسید كه عزیزترین چهره امّت اسلامى و یادگار معصوم پیامبر را در كربلا به شهادت برسانند و پس از آن قتل عام خونین، خاندان پیامبر را به اسارت ببرند.

لعـنـت‌هـایـى كـه در زیـارتـنـامـه‌هـا بـه (نـخـسـتـیـن ظـالم در حـق مـحـمـد و آل مـحـمـّد) دیـده مـى‌شـود، و لعـنـت بـر آنـان كـه پـایـه و اسـاس ظـلم بـر اهـل بـیـت را گـذاشـتـنـد (1) و آنـان كـه آن راه را ادامه دادند، همكارى كردند، سكوت كردند و ... همه اشاره به ریشه حادثه كربلا در سقیفه و جریانات صدر اسلام است .

عـاشـورا، در واقـع تـجـلّى نـهـایـت دشـمـنـى‌هـاى امـویـان بـا اهـل بـیـت عـصـمـت و طـهـارت بـود كـه بـا هـمـدسـتـى هـمـه عـوامـل پـیـدا و پـنـهـان شـكـل گـرفـت . اگـر وصـیـّت پـیـامـبـر دربـاره سـرنـوشـت مـسـلمـیـن پـس از خـودش عـمـل مـى‌شـد و (ولایـت) حـاكمیّت مى‌یافت، آن بدعت‌ها، رجعت‌ها و شعله‌ور شدن آتش كینه و عداوت بـازمـانـدگـانِ احـزاب شـرك و ضـربـه خـوردگـان از تـیـغ اسـلام، مـجـال بـروز نمى‌یافت.

پس شهادت امام و یارانش در عاشورا، برگى دیگر از آن ستم نخستین بود. به تعبیر عمیق و زیباى مرحوم آیة الله غروى اصفهانى: «... وقتى حرمله تیر افكند، حرمله نـبـود كـه تـیـر انـداخت، بلكه تیرانداز واقعى كسى بود كه براى او زمینه‌سازى كرده بود. تـیـرى از جـانـب سـقیفـه آمد كه كمانِ آن در دست خلیفه بود. آن تیر، گلوى آن كودك را ندرید، بلكه بر جگر دین و قلب پیامبر فرو نشست.» (2)

تیرى هم كه روز عاشورا بر قلب حسین بن على (علیه السلام) نشست و خونِ (ثار الله) را بر زمین ریخت، در واقع در روز سقیفه رها شده بود و در عاشورا به هدف نشست!

این كه یزید، پس از كشتن امام حسین (علیه السلام) مغرورانه مى‌گفت كاش اجداد و نیاكانم بودند و شاهد این انـتـقـام‌گـیـرى بـودنـد، نشانه دیگرى است كه كینه او با امام، تداوم همان كینه‌هاى ابوسفیان و مشركان بنى امیّه با پیامبر و خاندان او و دین خدا بود و این كه (ابن زیاد) در كوفه به سر مبارك سیدالشهدا جسارت مى‌كرد و با چوبى كه در دست داشت بر لبهاى او مى‌زد و مى‌گفت: «یَومٌ بـِیـَومِ بَدرٍ)،(3) - این روز در مقابل روز جنگ بدر - باز هم نشان دهنده ریشه داشتن كربلا در سقیفه است. جریان شناسى تاریخى، به حوادث، معناى دیگرى مى‌بخشد و بدون چنین شـنـاخـتـى، گـاهـى نمى‌توان از قـضـایـاى تـاریـخى تحلیل درستى ارائه كرد.

کل یوم عاشورا

مرحوم نیّر تبریزى در پیوند این دو حادثه با هم، گفته است:

كانكه طرح بیعتِ شورا فكند                              خود همانجا طرح عاشورا فكند

چرخ در یثرب رها كرد از كمان                             تیر، كاندر نینوا شد بر نشان (4)

امـام حـسـین (علیه السلام) روز عاشورا در خطبه دوّمى كه با كوفیان سخن مى‌گفت، از آنان با این القاب و اوصاف یاد فرمود:

«مرگ بر شما اى بردگان امّت، اى بازماندگان پراكنده احزاب، اى واگذارندگان كتاب خدا، اى تـحـریـفـگـرانِ دین، اى گروه تباهى و گناه، اى دمیده شدگان شیطان، اى خاموش كنندگان سـنـّت‌هـا! آیـا از دیـن طـاغـوت‌هـا حـمایت كرده، ما را خوار مى‌سازید؟ آرى به خدا سوگند! این نـیـرنـگـى كـهـن در شـمـاسـت كه ریشه‌هایتان بر همین استوار شده و شاخ و برگ‌هایتان بر آن روییده است و شما پلیدترین میوه این خارستانید و لقمه غاصبان ... .» (5)

در ایـن بـیـان نـیـز، حـضـرت، آنـان را پـس مـانـده‌هـاى هـمـان قـبـایـل و احزاب جاهلى و معاند مى‌داند و میوه تلخ درختِ دشمنى بنى امیّه با آیین خدا مى‌شمارد. این نـیـز نـوعى نگرش جریان شناسانه به شركت كنندگان در فاجعه تلخ عاشوراست، از چشم امام حسین (علیه السلام).

شناخت ریشه‌هاى هر حادثه و زمینه‌هاى قبلى آن، از پیام‌هاى دیگر عاشوراست.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- همچون زیارت عاشورا و زیارت‌هاى دیگر امام حسین (علیه السلام) .

2- فِمارَماه اذ رَماهُ حرمله وَ انّما رَماهُ مَنْ مَهَّدَ له

سَهمٌ اتىَ مِن جانبِ السّقیف وَ قَوسُهُ على یدِ الخلیفه

و ما اصابَ سَهْمُهُ نَحرَ الصّبى بَلْ كبدَ الدّینِ و مُهَجة النبىّ (الانوار القدسیّه، ص 99) .

3- بحارالانوار، ج 45، ص 154.

4- دیوان آتشكده، نیّر تبریزى، ص 59.

5- مقتل الحسین، مقرّم، ص 287.

برگرفته از كتاب پیام‌های عاشورا، جواد محدثی .

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء

یکشنبه 15 دی 1387

نویسنده: سجاد فرج الهی | طبقه بندی:اهل بیت، دین و اندیشه، 

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء

امام حسین علیه السلام

فلسفه قیام ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) را در سخنان آن حضرت  در آغاز حرکت از مدینه و موضع‌گیری‌های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه‌های میان راه روی داده است می‌توان یافت .

برای خواندن مقاله به ادامه ی مطلب بروید .

ادامه مطلب

رموز محبوبیت و خوش نامی

شنبه 14 دی 1387

نویسنده: سجاد فرج الهی | طبقه بندی:دین و اندیشه، 

رموز محبوبیت و خوش نامی

کبوتر

با مردم چگونه برخورد كنیم؟ معاشرت درست و نادرست كدام است؟ هم‏نشینى مفید و زیان بار چیست؟ عوامل تحكیم رابطه‏ها یا گسست رابطه‏ها كدام است؟

حكمت‏هایى را برگرفته از اولیاى الهى برمى شمریم، كه توجّه به آنها و كاربردشان در بهینه سازى روابط ما با دیگران سودمند است.

 

هنر همزیستى‏

روحیه سازگارى با دیگران و كنار آمدن با توقع‏ها، سلیقه‏ها، خواسته‏ها و حرف‏ها، به تدریج براى انسان «جا» باز مى‏كند. این روحیه هم وقتى فراهم مى‏آید كه انسان هم «حقوق» دیگران را بشناسد، هم تصمیم به مراعات آنها داشته باشد و تنها «خود» برایش مطرح نباشد. چون چنین خصلتى ایجاد تنش مى‏كند و دیگران را از پیرامون فرد ، فرارى مى‏دهد.

 

حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «رأس الحكمة مداراة النّاس»؛1 سر آغاز حكمت، مدارا كردن با مردم است».

باید پذیرفت كه سلیقه‏ها و روحیه‏هاى همه یكسان نیست و همه ذوق و پسند و راه و روش ما را ندارند. ما هم چاره‏اى جز زیستن با آنان نداریم، پس باید« مدارا» كنیم. این همان هم‏زیستى است كه هر كه ندارد ، مطرود و مأیوس و تنها مى‏شود.

 

سلوك شایسته‏

برخوردارى از اخلاق كریمانه و آراستگى به صفات خوب و رفتارهاى انسانى، محبوبیّت‏آور است. كیست كه نخواهد محبوب دل‏ها شود و مورد توجّه و محبت دیگران قرار گیرد و « قلعه دل‏ها » را بگشاید؟ امّا راه و روش آن چیست و كلید گشودن قلوب كدام است؟

 

مگر مى‏توان با زور، دلى را به‏دست آورد، یا در خانه دلى جاى گرفت؟ اگر تواضع و خاك‏سارى عاملى براى محبوبیّت است، احسان و نیكى و بخشندگى عامل دیگرى است و «حسن خلق» و سلوك والا و اخلاق متعالى، عامل سوّم.

ما بى‏نیاز از دوست نیستیم. نداشتن دوست، نوعى غربت و تنهایى است. به فرموده حضرت امیرعلیه‏السلام، غریب، كسى است كه «دوست» نداشته باشد: «الغریبُ مَن لم یكن لَهُ حبیب».2

مردان با جود و سخاوت به سیادت و آقایى مى‏رسند.

انسان‏ها تا چه حد براى دیگران مفیدند؟

ارزش هركس به اندازه خدمت و خوبى و نفعى است كه از او به دیگران مى‏رسد. میزان محبوبیت مردم در دل‏ها نیز بستگى به اندازه خیرى دارد كه از آنها عاید دیگران شود. سرور، كسى است كه خدمتى به دیگران كند. این مضمون كلام حضرت على‏علیه‏السلام است كه فرمود: «بالجود تسود الرجال»3 مردان با جود و سخاوت به سیادت و آقایى مى‏رسند».

این نیز نوعى كمال در رفتار و سلوك با دیگران است كه بر محور داد و دهش انجام مى‏گیرد.

به قول سعدى در گلستان: مردم تا نان كسى را نخورند، نامش را به نكویى نبرند.

در سخنان امام على علیه‏السلام چنین آمده است:«خیر الناس من نفع الناس؛4بهترین مردم كسى است كه به مردم سود برساند».

پیامد چنین رفتارهایى چیست؟ جز آن‏كه محیطى سرشار از صفا و گرمى براى انسان و جامعه پدید مى‏آورد و الفت‏ها را مى‏افزاید و زندگى‏ها را صفا مى‏بخشد؟ چه لذت‏بخش است زیستن در كنار افرادى كه نیكوكارى، خوش‏رفتارى، نوع‏دوستى، خیررسانى، مهرورزى و خیرخواهى جزو سرشت و خصلتِ همیشگى آنان است.

 

امام على علیه‏السلام مى‏فرماید: با مردم چنان زیست و معاشرت داشته باشید كه اگر از دنیا رفتید، در فقدان شما سوگوار و گریان باشند و اگر ماندید ، نسبت به شما عاطفه و مهرورزى داشته باشند:«خالطوا الناس مخالطة ان متم معها بكوا علیكم و ان عشتم حنوا الیكم».5

كسى كه نه دیگران با او انس و الفت بگیرند ، نه او با دیگران الفت داشته باشد ، خیرى در او نیست.
دست دادن

مردم جوشى‏

روحیه انزواطلبى و فردگرایى و خودخواهى، فرد را از چشم‏ها و دل‏ها مى‏اندازد. برعكس، انس و الفت و جوشیدن و گرم‏گرفتن با مردم، عواطف و محبت‏هاى آنان را فراهم مى‏آورد. خداوند ، از نعمت‏هاى خویش، ایجاد الفت بین دل‏هاى مردم را یاد مى‏كند.6 حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏وآله نیز مى‏فرماید: «خیر المؤمنین من كان مألفة للمؤمنین، و لا خیر فى من لا یؤلف و لا یألف7 بهترین مؤمنان كسى است كه مایه الفت مؤمنان باشد،و كسى كه نه دیگران با او انس و الفت بگیرند ، نه او با دیگران الفت داشته باشد ، خیرى در او نیست».

 

كسى كه با مردم نمى‏جوشد و همیشه به دامن تنهایى و گوشه انزوا و خودگرایى پناه مى‏برد ، یا دچار غرور و تكبر است، یا از آثار و بركات« الفت» بى‏خبر است، یا مشكلى در تربیت خانوادگى داشته كه او را «جمعى» بار نیاورده‏اند و میدان براى «مردم جوشى» برایش فراهم نساخته‏اند.

صاحبان روحیه سرد و خود گرا و مردم گریز، اغلب در كارهاى عمومى شركت نمى‏كنند و برنامه‏هاى مشترك نمى‏تواند آنان را جذب كند.

ابراز عاطفه به مردم و مشاركت و همراهى و هم‏دردى با آنان در امور و یارى‏رسانى در هنگامه نیاز، پشتوانه‏اى براى روزهاى «مبادا» فراهم مى‏آورد.

عیب پوشى‏

حفظ «آبرو»ى دیگران، مهم‏ترین نشانه دوستى و احترام و ارزش‏گذارى براى آنان است. آبرو، سرمایه‏اى است كه به این راحتى به دست نمى‏آید و گوهر نفیسى است كه اگر شكست، به این آسانى قابل جبران نیست.

به همین اندازه كه «عیب‏جویى» نكوهیده و نارواست، «عیب‏پوشى» نسبت به یك برادر مسلمان و آبرودارى نسبت به یك مؤمن، ضرورى و فضیلت است.

وقتى از لغزش و عیبى از دیگرى باخبر مى‏شوید ، جوان‏مردى ایجاب مى‏كند كه پرده‏پوشى كنید و اگر نیاز به تذكر است، به خودش بگویید تا اصلاح كند.

در كلام امیرمؤمنان است كه: ثمره اخوّت و برادرى آن است كه پشت سرش آبرویش را حفظ كنى و عیب‏هایش را به عنوان هدیه به خودش بگویى.8

 

پى‏نوشت :

1.غرر الحكم، ج 4 ص 52.

2.نهج البلاغه، حكمت 65.

3.غرر الحكم، ج 3، ص 212.

4.همان، ص 430.

5.نهج البلاغه، حكمت 10.

6.انفال(8) آیه 63 و آل عمران(3) آیه 103.

7.میزان الحكمه، ج 1 ص 129 ح 655.

8.غرر الحكم، ج 3 ص 330.

 

خداوندا!

سه شنبه 10 دی 1387

نویسنده: سجاد فرج الهی | طبقه بندی:سخنان شیوا، دین و اندیشه، 

خداوندا!


خداوندا!

ما را از آنانی قرارده که درخت‌های اشتیاق در باغ‌های سینه‌هایشان ریشه دوانده و شعله‌های عشق تو آتش به دل‌هایشان زده و رایحه جمال تو پرنده افکارشان را اوج تازه بخشیده

آنان که در مزارع قرب تو، به چراگاه مکاشفه آمده‌اند و از چشمه عشق تو با جام‌های لطف تو می‌نوشند
 

 
 

گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ

سرمشق تخته سیاه زندگی

سه شنبه 10 دی 1387

نویسنده: سجاد فرج الهی | طبقه بندی:دین و اندیشه، 

سرمشق تخته سیاه زندگی

مشق

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

عاشورا یك حادثه‏ى تاریخىِ صرف نبود؛ عاشورا یك فرهنگ، یك جریان مستمر و یك سرمشق دایمى است. این سرمشق فقط شهید شدن نیست؛ یك چیزِ مركب و پیچیده و بسیار عمیق است.

سه عنصر در حركت حضرت ابى‏عبداللَّه علیه السلام وجود دارد:

عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.

عنصر منطق و عقل در این حركت، در بیانات آن بزرگوار متجلى است؛ خلاصه‏ى این منطق این است كه وقتى شرایط وجود داشت و متناسب بود، وظیفه‏ى مسلمان، «اقدام» است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالى‏ترین مراحل، یا نداشته باشد. بالاترین خطر آن است كه انسان جان خود و عزیزان و نوامیس نزدیك خود - همسر، خواهر، فرزندان - را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد. اینها چیزهایى است كه از بس تكرار شده، براى ما عادى شده، در حالى كه هر یك از این كلمات، تكان‏دهنده است. بنابراین، حتى اگر خطر در این حد هم وجود داشته باشد، وقتى شرایط براى اقدام متناسب با این خطر وجود دارد، انسان باید اقدام كند و دنیا نباید جلوى انسان را بگیرد؛ ملاحظه‏كارى و محافظه‏كارى نباید مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافیتِ جسمانى نباید مانع راه انسان شود؛ انسان باید حركت كند. اگر حركت نكرد، اركان ایمان و اسلام او بر جا نیست.

عاقبت این راه براى امام حسین علیه السلام با روشن‏بینى امامت قابل حدس و واضح بود؛ اما مسأله آن‏قدر اهمیت دارد كه وقتى شخصى با نفاست جان حسین‏بن‏على علیه السلام در مقابل این مسأله قرار مى‏گیرد، باید جان خود را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد؛ این براى مسلمان‏ها تا روز قیامت درس است و این درس عمل هم شده است و فقط این‏طور نبوده كه درسى براى سرمشق دادن روى تخته‏ى سیاه بنویسند، كه بعد هم پاك بشود؛ نه، این با رنگ الهى در پیشانى تاریخ اسلام ثبت شد و ندا داد و پاسخ گرفت، تا امروز.

این بخشِ «منطق»، كه عقلانى است و استدلال در آن هست. بنابراین، صرفِ یك نگاه عاطفى، حركت امام حسین را تفسیر نمى‏كند و بر تحلیل جوانب این مسأله قادر نیست.

ادامه دارد ...


بیانات رهبر معظم انقلاب در ماه محرم سال 1384.

  • تعداد کل صفحات : 3 
  • 1  
  • 2  
  • 3  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سجاد فرج الهی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    آیا شما خواهان دریافت آهنگ از یان پایگاه هستید ؟



← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :